|
جلای اندیشه (MBA در ایران)
|
||
|
مدیریت استراتژیک، استراتژی اثربخش، برنامه ریزی تعاملی و جلای اندیشه |
آکرومگالی مديريتي و توجه به Value Index(دکتر فرتوک زاده !)
آکرومگالی يک بيماری نام آشناست. اين لفظ که از ترکيب لغت هاي يونانی acro وmagaly با معنای extremes و large ساخته شده است، به بيماری ای اطلاق می شود که معمولاً از ۲۵ تا ۳۰ سالگی به بعد در مردان و زنان بروز می کند و به موجب آن دست ها و پاها بيش از اندازه طبيعی رشد می کنند به نحوی که عملکرد طبيعی بدن مختل می شود. در این حالت، فرد جثه ای نامتوازن و زشت می يابد و بسياری اوقات عاجز از انجام فعاليتهای روزانه خود به نحوی مناسب است.
با در نظر داشتن مفهوم اين بيماري، هنگامی که به پورتفوليوي (مجموعه) فعاليت های روزانه بسياری از مديران ارشد می نگريم، در می يابيم که آنها از آکرومگالی مديريتی رنج می برند.
مراد از به کار بردن لفظ آکرومگالی مديريتی اين است که مدير در مجموعه فعاليت های روزانه خود، به يک سری از اجزای سبد، انرژی و وقت بیشتری اختصاص می دهد در حالی که فعالیت ها یا موضوعات استراتژیک دیگری وجود دارند که پرداختن به آنها، ارزش بیشتری برای سازمان ایجاد می کند.
در مباحث کنترل و سنجش عملکرد، مقوله ای به نام Value Index وجود دارد که فرمول آن را در ذیل مشاهده می فرمایید.
|
Worth |
Value Index = |
|
Cost |
شاخص ارزش عبارت است از ارزش ایجاد شده در یک محصول، خدمت و فرآیند از دیدگاه مشتری نسبت به هزینه های مصروف برای ایجاد آن.
با عنایت به تعریف فوق، مدیران باید انرژی و تمرکز خود را معطوف به موضوعات یا فعالیت هایی نمایند که دارای Value Index حداقل 1 باشند.
لازم به ذکر است، بيماری آکرومگالی هم درمانی به نسبت، روتين دارد، از جمله Radiation Therapy که عبارت است از جدا نمودن تومور باعث بيماری يا درمان شيميايی.
در آکرومگالی مديريتی نيز
باید چنین رفتار نمود. مدیران باید بر روی فعالیت هایی متمرکز گردند که Value Index بالاتری
دارند و هر فعالیتی که Value Index پایین تر از 1 دارد باید از
سازمان جدا گردد یا به شیمی درمانی آن پرداخت.
پی نوشت: آقای دکتر فرتوک زاده که از اساتید خوب رشته MBA می باشند در کلاس درس
"نظام های کنترل و سنجش عملکرد برای اجرای استراتژی" تا حدی مزایای Value Index را تاکید فرموده اند که تا اسم Value Index می آید نا خودآگاه یاد ایشان
می افتم، به همین دلیل در کنار Value Index از ایشان نیز نام برده ام.
با توجه به اینکه، ایشان یکی از تاثیرگذارترین اساتید رشته MBA، در نوع رویکرد من نسبت به
موضوعات استراتژیک بوده اند، از ایشان سپاسگزارم.(فکر کنم
تابلو بود که من علاقه خاصی به آقای دکتر فرتوک زاده دارم و ایشان را شخصی متواضع،
صبور و سرشار از دغدغه بهبود، یافته ام.)
با سلام خدمت بازدید کنندگان و دوستان محترم وبلاگ جلای اندیشه
در ذیل طرح جامعه پذیری یا تغییر فرهنگی کارکنان در سازمان ارایه می گردد.
با احترام
علی حسنی
*************
طرح جامعه پذیری
((تغییر فرهنگ))
کارکنان سازمان/شرکت
فاز صفر: شناسايی ويژگيهاي كليدي متمايزکننده فرهنگي شرکت در زمينه های:
فرهنگ به فلسفه وجودي, ابعاد يا ويژگيهائي اشاره دارد كه بطور تنگاتنگي بههم مرتبط و وابستگي متقابل نسبت به هم دارند. ويژگيهاي دهگانهاي وجود دارند كه وقتي با هم تركيب و تلفيق شوند, فلسفه وجودي فرهنگ يك سازمان را شكل ميدهند. اگرچه فرهنگ سازماني ممكن است تا اندازهاي از جمع اجزاي آن متفاوت باشد, ولي موضوعات دهگانه ذيل ويژگيهاي كليدي كه فرهنگها را از هم متمايز ميسازد, نشان ميدهد.
1ـ نوآوري فردي: ميزان مسئوليت, آزادي و استقلالي كه افراد درون يك فرهنگ دارا هستند.
2- تحمل مخاطره: حد و حدودي كه كاركنان پيشرفت و نوآوري را دوست داشته و مخاطرهپذيرند.
3ـ جهت دهي: ميزاني كه سازمان اهداف و انتظارات عملكرد را بصورت واضح و روشن بيان ميدارد.
4ـ يكپارچگي و وحدت: واحدهاي دروني سازمان چقدر تمايل دارند به شيوههاي يكسان و هماهنگ عمل كنند.
5ـ روابط مديريت: مديران تا چه حدي با زيردستان ارتباط برقرار كرده و از آنها حمايت ميكنند.
6ـ كنترل : سازمان تا چه حدي براي سرپرستي و كنترل رفتار كاركنان, به قوانين و مقررات و سرپرستي مستقيم متوسل ميشود.
7ـ هويت: تا چه حدي اعضاي سازمان خود را با كل سازمان يكي دانسته و از آن كسب هويت ميكنند.
8ـ سيستم پاداش: تا چه حدي, پرداخت براساس معيار عملكرد كاركنان صورت ميگيرد.
9ـ تحمل تعارض: ميزاني كه كاركنان تشويق ميشوند كه عينا ًتعارضات و انتقادات را بپذيرند.
10ـ الگوهاي ارتباطات: تا چه حدي ارتباطات سازماني به سلسله مراتب رسمي فرماندهي سطح بالاي سازمان مرتبط ميشود.
فاز يک: شناخت دقيق کارکردهای فرهنگی شرکت اعم از:
1ـ تأمين نيازهاي فيزيولوژيك
2ـ ايجاد ارتباط جمعي
3ـ دادن هويت فرهنگي خاص به اعضاء
4ـ حفظ و تداوم بقاي جامعه
5ـ ايجاد و حفظ همبستگي و انسجام اجتماعي
:Second Life آیا در دنیای مجازی دوباره زندگی می کنید!؟
منابع:
فیلیپ روزدال مؤسس و رییس شرکت Second Life می گوید:
در آینده مسیرهای بسیاری برای متصل کردن مردم به کامپیوترهایشان وجود دارد، نه فقط کیبورد و ماوس بلکه چشم ها ، گوش ها و اعصاب و روان مشتریان.
زندگی دوم، نام یک دنیای سه بعدی مجازی (کامپیوتری) هست که به دست کاربرانش (یا همان شهروندان مجازیش) ساخته و نگهداری می شود. شبیه یک بازی رایانه ای هست که بجای یک یا دو نفر بازیکن، در حال حاضر بیش از ده میلیون بازیکن دارد. بازیکنان در این دنیا به یک زندگی مشابه زندگی حقیقی مشغولند بطوری که حتی داد و ستد هم در آنجا انجام میشه.
موضوع جالبی هست ولی به نوعی یک زنگ خطر هم می توان تلقی اش کرد. البته به نظر من بیشتر زنگ خطره!!!!! هر چند که این زندگی مجازی در حد یک بازی پیشرفته بنظر میاید ولی این احتمال هست که با پیشرفت تکنولوژی چنین زندگیهای مجازی عملاً جای زندگی واقعی در زمین را بگیرند و برخی مردم به این زندگی مجازی به چشم حقیقت نگاه کنند. یعنی روزی زندگی زمینی ما زیر سایه ی این زندگی مجازی محو بشود، تا جاییکه برخی مردم تنها از زندگی مجازی درک داشته باشند و آن را حقیقی بدانند .
به مهارتها احترام بگذاريد.
از: Vijay Batra درکتاب: Management Thoughts
کاديلاک يک آمريکايي در راه سفر به افغانستان، خراب شد. هر کاري کرد نتوانست موتور(ماشين)ش را دوباره روشن کند. سرانجام از مکانيکي که سوار بر خري از آنجا عبور ميکرد، کمک خواست. او هم کاپوت ماشین را بالا زد و با چکش شش بار به سيلندر آن کوبيد. بعد هم از آمريکايي خواست تا استارت بزند و ماشين روشن شد.
آمريکايي گفت: « چقدر ميشود؟ » مکانيک گفت: « صد دلار». آمريکايي نفسش را بيرون داد و از مکانيک صورتحساب خواست. مکانيک جواب داد: « 6 سنت به خاطر آن شش ضربه و 99 دلار و 94سنت هم به اين خاطر که فهميدم کجا را بايد چکش بزنم».
نتيجه: به تخصص افراد احترام بگذارید.
سلام خدمت دوستان عزیز و بازدیدکنندگان محترم
در ذیل لیست رنکینگ دانشگاه های برتر در زمینه EMBA، خدمت شما ارایه میشه. برای اطلاع از پارامترهایی که در انتخاب دانشگاهها و رتبه بندی آنها دخیل بوده اند ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.
قانون مرفی یک ضرب المثل غربی است که غربیها (خصوصا متخصصانشان) زیاد از آن استفاده می کنند.
درست در لحظه افتتاح پروژه، سیستم از کار می افتد!
طبق قانون مرفی اگر همه چیز کار می کند کوچکترین تغییر ساده در لحظه آخر، آنرا از کار خواهد انداخت چون هر اتفاقات نامیمونی در بدترین لحظاتی که امکان جبرانش را نداریم رخ می دهند! البته عنایت دارید که قانون مرفی تفسیر ما از احتمال وقوع حوادث است و در واقع معمولا اتفاقات بد و ناگوار بیشتر به چشممان می آیند.
اصل قانون مرفی این جمله است:
"If anything can go wrong, it will."
این قانون به مرور در موارد بیشتری بکار رفته است. مانند:
· New systems generate new problems.
· سیستمهای جدید مشکلات جدید می آفرینند.
· You never catch on until after the test
· جواب سؤال را نمی فهمید مگر بعد از امتحان.
· Your best idea is already copyrighted.
· بهترین ایده شما را قبلا یکی ثبت کرده است.
· If you're running late the bus will be too.
· اگه دیرتون باشه و عجله داشته باشید اتوبوس دیر می آید.
· To err is human, to forgive is not company policy.
· خطا طبیعت انسان است اما در شرکت هیچ سیاستی برای گذشت وجود ندارد.
· All the good ones are taken.
· هر آدم خوبی که شما برای همسری می پسندید قبلا گرفته شده است.
از نظر تاریخی منشأ این قانون به یک داستان جالب بر می گردد. از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ پروژهای به نام MX981 در منطقهٔ مورک (پایگاه نیروی هوایی) برای آزمایش تحمل نیروی گرانش انسان هنگام کاهش سریع سرعت انجام شد. این آزمایش روی یک واگن که موشکی برای سرعت گرفتن و چندین ترمز هیدرولیک برای ایستادن روی آن سوار شده بود انجام میشد.
در ابتدا برای انجام آزمایش آدمکهای را که در بررسی تصادفات استفاده میشوند به صندلی واگن میبستند، اما در آزمایشهای بعدی توسط دکتر جان پاول استپ که در آن زمان سروان نیروی هوایی بود انجام شد. در حین این آزمایشها در مورد میزان دقت ابزار استفاده شده برای اندازهگیری نیروی وارد شده به سروان استپ، سئوالاتی مطرح شد.
در این زمان سرگرد ادوارد مرفی استفاده از کششسنج الکترونیکی را که به جایگاه سروان استپ بسته میشد، پیشنهاد کرد. مرفی به این نوع تحقیق علاقهمند بود و قبلاً تحقیق مشابهی برای اندازهگیری نیروهای دستگاههای سانتریفوژ پر سرعت انجام داده بود. دستیار مرفی اتصالات جایگاه را متصل کرد و آزمایش با یک شمپانزه انجام شد. اما حسگرهای بسته شده همه صفر را نشان میدادند و معلوم شد که دستیار مرفی، حسگرها را اشتباه وصل کرده بوده. در این زمان بود که مرفی جمله معروفش را استفاده کرد.
در ادامه مطلب تعداد دیگری از قوانین مورفی تقدیم می گرددکه زحمت تفسیرش با خودتان.
|
|