|
جلای اندیشه (MBA در ایران)
|
||
|
مدیریت استراتژیک، استراتژی اثربخش، برنامه ریزی تعاملی و جلای اندیشه |
:Second Life آیا در دنیای مجازی دوباره زندگی می کنید!؟
منابع:
فیلیپ روزدال مؤسس و رییس شرکت Second Life می گوید:
در آینده مسیرهای بسیاری برای متصل کردن مردم به کامپیوترهایشان وجود دارد، نه فقط کیبورد و ماوس بلکه چشم ها ، گوش ها و اعصاب و روان مشتریان.
زندگی دوم، نام یک دنیای سه بعدی مجازی (کامپیوتری) هست که به دست کاربرانش (یا همان شهروندان مجازیش) ساخته و نگهداری می شود. شبیه یک بازی رایانه ای هست که بجای یک یا دو نفر بازیکن، در حال حاضر بیش از ده میلیون بازیکن دارد. بازیکنان در این دنیا به یک زندگی مشابه زندگی حقیقی مشغولند بطوری که حتی داد و ستد هم در آنجا انجام میشه.
موضوع جالبی هست ولی به نوعی یک زنگ خطر هم می توان تلقی اش کرد. البته به نظر من بیشتر زنگ خطره!!!!! هر چند که این زندگی مجازی در حد یک بازی پیشرفته بنظر میاید ولی این احتمال هست که با پیشرفت تکنولوژی چنین زندگیهای مجازی عملاً جای زندگی واقعی در زمین را بگیرند و برخی مردم به این زندگی مجازی به چشم حقیقت نگاه کنند. یعنی روزی زندگی زمینی ما زیر سایه ی این زندگی مجازی محو بشود، تا جاییکه برخی مردم تنها از زندگی مجازی درک داشته باشند و آن را حقیقی بدانند .
به مهارتها احترام بگذاريد.
از: Vijay Batra درکتاب: Management Thoughts
کاديلاک يک آمريکايي در راه سفر به افغانستان، خراب شد. هر کاري کرد نتوانست موتور(ماشين)ش را دوباره روشن کند. سرانجام از مکانيکي که سوار بر خري از آنجا عبور ميکرد، کمک خواست. او هم کاپوت ماشین را بالا زد و با چکش شش بار به سيلندر آن کوبيد. بعد هم از آمريکايي خواست تا استارت بزند و ماشين روشن شد.
آمريکايي گفت: « چقدر ميشود؟ » مکانيک گفت: « صد دلار». آمريکايي نفسش را بيرون داد و از مکانيک صورتحساب خواست. مکانيک جواب داد: « 6 سنت به خاطر آن شش ضربه و 99 دلار و 94سنت هم به اين خاطر که فهميدم کجا را بايد چکش بزنم».
نتيجه: به تخصص افراد احترام بگذارید.
سلام خدمت دوستان عزیز و بازدیدکنندگان محترم
در ذیل لیست رنکینگ دانشگاه های برتر در زمینه EMBA، خدمت شما ارایه میشه. برای اطلاع از پارامترهایی که در انتخاب دانشگاهها و رتبه بندی آنها دخیل بوده اند ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.
قانون مرفی یک ضرب المثل غربی است که غربیها (خصوصا متخصصانشان) زیاد از آن استفاده می کنند.
درست در لحظه افتتاح پروژه، سیستم از کار می افتد!
طبق قانون مرفی اگر همه چیز کار می کند کوچکترین تغییر ساده در لحظه آخر، آنرا از کار خواهد انداخت چون هر اتفاقات نامیمونی در بدترین لحظاتی که امکان جبرانش را نداریم رخ می دهند! البته عنایت دارید که قانون مرفی تفسیر ما از احتمال وقوع حوادث است و در واقع معمولا اتفاقات بد و ناگوار بیشتر به چشممان می آیند.
اصل قانون مرفی این جمله است:
"If anything can go wrong, it will."
این قانون به مرور در موارد بیشتری بکار رفته است. مانند:
· New systems generate new problems.
· سیستمهای جدید مشکلات جدید می آفرینند.
· You never catch on until after the test
· جواب سؤال را نمی فهمید مگر بعد از امتحان.
· Your best idea is already copyrighted.
· بهترین ایده شما را قبلا یکی ثبت کرده است.
· If you're running late the bus will be too.
· اگه دیرتون باشه و عجله داشته باشید اتوبوس دیر می آید.
· To err is human, to forgive is not company policy.
· خطا طبیعت انسان است اما در شرکت هیچ سیاستی برای گذشت وجود ندارد.
· All the good ones are taken.
· هر آدم خوبی که شما برای همسری می پسندید قبلا گرفته شده است.
از نظر تاریخی منشأ این قانون به یک داستان جالب بر می گردد. از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ پروژهای به نام MX981 در منطقهٔ مورک (پایگاه نیروی هوایی) برای آزمایش تحمل نیروی گرانش انسان هنگام کاهش سریع سرعت انجام شد. این آزمایش روی یک واگن که موشکی برای سرعت گرفتن و چندین ترمز هیدرولیک برای ایستادن روی آن سوار شده بود انجام میشد.
در ابتدا برای انجام آزمایش آدمکهای را که در بررسی تصادفات استفاده میشوند به صندلی واگن میبستند، اما در آزمایشهای بعدی توسط دکتر جان پاول استپ که در آن زمان سروان نیروی هوایی بود انجام شد. در حین این آزمایشها در مورد میزان دقت ابزار استفاده شده برای اندازهگیری نیروی وارد شده به سروان استپ، سئوالاتی مطرح شد.
در این زمان سرگرد ادوارد مرفی استفاده از کششسنج الکترونیکی را که به جایگاه سروان استپ بسته میشد، پیشنهاد کرد. مرفی به این نوع تحقیق علاقهمند بود و قبلاً تحقیق مشابهی برای اندازهگیری نیروهای دستگاههای سانتریفوژ پر سرعت انجام داده بود. دستیار مرفی اتصالات جایگاه را متصل کرد و آزمایش با یک شمپانزه انجام شد. اما حسگرهای بسته شده همه صفر را نشان میدادند و معلوم شد که دستیار مرفی، حسگرها را اشتباه وصل کرده بوده. در این زمان بود که مرفی جمله معروفش را استفاده کرد.
در ادامه مطلب تعداد دیگری از قوانین مورفی تقدیم می گرددکه زحمت تفسیرش با خودتان.
|
|