|
جلای اندیشه (MBA در ایران)
|
||
|
مدیریت استراتژیک، استراتژی اثربخش، برنامه ریزی تعاملی و جلای اندیشه |
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
قال الصادق عليه السلام (1):
انا انزلناه في لـيلة القـدر،
الليلة فاطـمه و القـدر الله
فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک ليلة القدر
و أنما سميت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها و قوله
و ما ادريک ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر
يعني خير من الف مؤمن و هي ام المؤمنين
تنزل الملائکة و الروح فيها
و الملائکه المؤمنون الذين يملکو ن علم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم
والروح القدس هي فاطمة عليهاالسلام
بأذن ربهم من کل أمر سلام هي حتي مطلع الـفجر
يعني حتي يخرج القائم آل محمّد عليه السلام
(1)تفسیر فرات کوفی، ص 581
امام جعفر صادق (ع) فرمود:
ما آنرا در شب قدر نازل کرديم
شب، حضرت فاطمه زهراء ((س)) و قدر، خداوند متعال است.
پس هر کس فاطمه زهراء ((س)) را به حقيقت معرفت بشناسد، شب قدر را درک کرده است
و جز اين نيست که ، فاطمه ((س)) ناميده شد، چون خلائق از شناخت او بريده شده اند و فرمايش خداوند که:
و تو چه مي داني، شب قدر چيست؟ شب قدر از هزارماه بهتراست
يعني بهتر ازهزار مؤمن زيرا او مادر مؤمنين است
دراين شب فرشتگان و روح نازل ميشوند
فرشتگان يعني مؤمناني که از علم آل محمد ((ص)) بـهـره مـند مي باشـند
و روح؛ هـمان روح الـقـدس، که حـضـرت فـاطـمــه زهـراء ((س)) اسـت مي بـاشـد؛
و از هر امـر و فرمـاني ســلام و رحمـت است تا طـلوع سپيده دم؛
يعني تا هنگام ظهور و قيام حضرت قائم آل محمدعجلالله تعالي فرجه الشريف
آکرومگالی مديريتي و توجه به Value Index(دکتر فرتوک زاده !)
آکرومگالی يک بيماری نام آشناست. اين لفظ که از ترکيب لغت هاي يونانی acro وmagaly با معنای extremes و large ساخته شده است، به بيماری ای اطلاق می شود که معمولاً از ۲۵ تا ۳۰ سالگی به بعد در مردان و زنان بروز می کند و به موجب آن دست ها و پاها بيش از اندازه طبيعی رشد می کنند به نحوی که عملکرد طبيعی بدن مختل می شود. در این حالت، فرد جثه ای نامتوازن و زشت می يابد و بسياری اوقات عاجز از انجام فعاليتهای روزانه خود به نحوی مناسب است.
با در نظر داشتن مفهوم اين بيماري، هنگامی که به پورتفوليوي (مجموعه) فعاليت های روزانه بسياری از مديران ارشد می نگريم، در می يابيم که آنها از آکرومگالی مديريتی رنج می برند.
مراد از به کار بردن لفظ آکرومگالی مديريتی اين است که مدير در مجموعه فعاليت های روزانه خود، به يک سری از اجزای سبد، انرژی و وقت بیشتری اختصاص می دهد در حالی که فعالیت ها یا موضوعات استراتژیک دیگری وجود دارند که پرداختن به آنها، ارزش بیشتری برای سازمان ایجاد می کند.
در مباحث کنترل و سنجش عملکرد، مقوله ای به نام Value Index وجود دارد که فرمول آن را در ذیل مشاهده می فرمایید.
|
Worth |
Value Index = |
|
Cost |
شاخص ارزش عبارت است از ارزش ایجاد شده در یک محصول، خدمت و فرآیند از دیدگاه مشتری نسبت به هزینه های مصروف برای ایجاد آن.
با عنایت به تعریف فوق، مدیران باید انرژی و تمرکز خود را معطوف به موضوعات یا فعالیت هایی نمایند که دارای Value Index حداقل 1 باشند.
لازم به ذکر است، بيماری آکرومگالی هم درمانی به نسبت، روتين دارد، از جمله Radiation Therapy که عبارت است از جدا نمودن تومور باعث بيماری يا درمان شيميايی.
در آکرومگالی مديريتی نيز
باید چنین رفتار نمود. مدیران باید بر روی فعالیت هایی متمرکز گردند که Value Index بالاتری
دارند و هر فعالیتی که Value Index پایین تر از 1 دارد باید از
سازمان جدا گردد یا به شیمی درمانی آن پرداخت.
پی نوشت: آقای دکتر فرتوک زاده که از اساتید خوب رشته MBA می باشند در کلاس درس
"نظام های کنترل و سنجش عملکرد برای اجرای استراتژی" تا حدی مزایای Value Index را تاکید فرموده اند که تا اسم Value Index می آید نا خودآگاه یاد ایشان
می افتم، به همین دلیل در کنار Value Index از ایشان نیز نام برده ام.
با توجه به اینکه، ایشان یکی از تاثیرگذارترین اساتید رشته MBA، در نوع رویکرد من نسبت به
موضوعات استراتژیک بوده اند، از ایشان سپاسگزارم.(فکر کنم
تابلو بود که من علاقه خاصی به آقای دکتر فرتوک زاده دارم و ایشان را شخصی متواضع،
صبور و سرشار از دغدغه بهبود، یافته ام.)
با سلام خدمت بازدید کنندگان و دوستان محترم وبلاگ جلای اندیشه
در ذیل طرح جامعه پذیری یا تغییر فرهنگی کارکنان در سازمان ارایه می گردد.
با احترام
علی حسنی
*************
طرح جامعه پذیری
((تغییر فرهنگ))
کارکنان سازمان/شرکت
فاز صفر: شناسايی ويژگيهاي كليدي متمايزکننده فرهنگي شرکت در زمينه های:
فرهنگ به فلسفه وجودي, ابعاد يا ويژگيهائي اشاره دارد كه بطور تنگاتنگي بههم مرتبط و وابستگي متقابل نسبت به هم دارند. ويژگيهاي دهگانهاي وجود دارند كه وقتي با هم تركيب و تلفيق شوند, فلسفه وجودي فرهنگ يك سازمان را شكل ميدهند. اگرچه فرهنگ سازماني ممكن است تا اندازهاي از جمع اجزاي آن متفاوت باشد, ولي موضوعات دهگانه ذيل ويژگيهاي كليدي كه فرهنگها را از هم متمايز ميسازد, نشان ميدهد.
1ـ نوآوري فردي: ميزان مسئوليت, آزادي و استقلالي كه افراد درون يك فرهنگ دارا هستند.
2- تحمل مخاطره: حد و حدودي كه كاركنان پيشرفت و نوآوري را دوست داشته و مخاطرهپذيرند.
3ـ جهت دهي: ميزاني كه سازمان اهداف و انتظارات عملكرد را بصورت واضح و روشن بيان ميدارد.
4ـ يكپارچگي و وحدت: واحدهاي دروني سازمان چقدر تمايل دارند به شيوههاي يكسان و هماهنگ عمل كنند.
5ـ روابط مديريت: مديران تا چه حدي با زيردستان ارتباط برقرار كرده و از آنها حمايت ميكنند.
6ـ كنترل : سازمان تا چه حدي براي سرپرستي و كنترل رفتار كاركنان, به قوانين و مقررات و سرپرستي مستقيم متوسل ميشود.
7ـ هويت: تا چه حدي اعضاي سازمان خود را با كل سازمان يكي دانسته و از آن كسب هويت ميكنند.
8ـ سيستم پاداش: تا چه حدي, پرداخت براساس معيار عملكرد كاركنان صورت ميگيرد.
9ـ تحمل تعارض: ميزاني كه كاركنان تشويق ميشوند كه عينا ًتعارضات و انتقادات را بپذيرند.
10ـ الگوهاي ارتباطات: تا چه حدي ارتباطات سازماني به سلسله مراتب رسمي فرماندهي سطح بالاي سازمان مرتبط ميشود.
فاز يک: شناخت دقيق کارکردهای فرهنگی شرکت اعم از:
1ـ تأمين نيازهاي فيزيولوژيك
2ـ ايجاد ارتباط جمعي
3ـ دادن هويت فرهنگي خاص به اعضاء
4ـ حفظ و تداوم بقاي جامعه
5ـ ايجاد و حفظ همبستگي و انسجام اجتماعي
|
|